حسن حسن زاده آملى
110
هزار و يك كلمه (فارسى)
پس بايد به آنچه در قرآن آمده است اعتراف كرد و گرد فضول نگشت . اهل ظاهر غير معاد جسمانى قايل نيستند ، و اهل معنى به هر دو معترفند و حق همين است . . . . د - ديگر از آن حقايق كه معرفت به حركت در جوهر طبيعى مفتاح آن است ، ربط متغير به ثابت قديم است . فلاسفه الهى پيش از صدر المتألهين فلك را واسطه ربط متغيّر حادث كه عالم طبيعت است به ماوراى آن كه عالم عقول و ملكوت و مبدء إلهى ثابت قديم است مىدانستند ؛ و لكن در منطق حكمت متعاليه ، نفس حركت جوهرى واسطه ربط متغيّر به ثابت است . يعنى خود جوهر اشياء كه از يك جهت متغيّر و از يك جهت ثابت است واسطه رابط متغير به ثابت است . ( فصل بيست و يكم مسلك ثالث أسفار ، ط 1 ، چاپ سنگى ، رحلى ، ص 224 : « فصل في كيفيّة ربط المتغيّر بالثابت . . . » ) . بيشتر پيشينيان فلك را بدين سبب واسطه ربط متغيّر به ثابت دانستهاند كه داراى دو جهت ثبات و تغيّر است - يعنى داراى حركتى دائم و مستمرّ است - پس از جهت حركت دائم آن واسطه ربط متغير به ثابت است ، و از جهت حركت و تغيّر و تجدّد مبدأ تغييرات عالم طبيعت است . نگارنده را رسالهاى به نام كلّ فى فلك يسبحون است كه به نه فلك - يعنى نه فصل - اتّساق و انتظام يافته و مكرر به طبع رسيده است . در اين رساله فرق ميان هيئت مجسمه و غير مجسمه را به تفصيل با ذكر شواهد از كتب اصيل علم هيأت مانند مجسطى بطليموس و قانون بيرونى و شرح تذكره خفرى و بيرجندى و غيرها - بيان كردهايم كه فلك در هيأت و نجوم مدارات و دوائر است ، و افلاك مجسّم فقط براى سهولت تعليم است . شگفت اين كه بطليموس در مجسطى اصلا متعرّض افلاك مجسّمه نشده است ، و ابتناى علم شريف هيئت را فقط بر دوائر و اوتار نموده است ، بدين نظر كه تجسيم افلاك مسأله طبيعى است و مربوط به فلسفه است ؛ و لكن در السنه و افواه به شهرت غلط ، افلاك بطليموسى سائر و دائر است .